صفحه اصلی آرام تورسئوال های متداول ارمنستانخدمات آرام تورگالری عکس ارمنستاندرباره آرام تورتماس با آرام تور
تاريخ ارمنستان


تاریخ ارمنستان
کاوش های باستان شناسی در ارمنستان حاکی از آن است که از 3000 سال قبل از میلاد مسیح اقوام مختلفی در مناطق مرکزی و غربی ارمنستان سکونت داشتند که مهمترین آنها قوم سوباری بودند. آنها از نژاد هندو اروپایی و یا نژاد سامی نبودند بلکه شاخه ای جداگانه از نژاد سفید به شمار می رفتند که از دوران بسیار قدیم در آسیای صغیر و شمال مدیترانه می زیستند. در طول زمان این اقوام به دلیل جنگ های داخلی در میان خود تضعیف گشته و حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح تحت سلطه امپراتور آشور قرار گرفتند.

تاريخ ارمنستان


فشار قوم اشور باعث شد تا اقوام نائیری و هایا با یکدیگر متحد گشته و در اطراف دریاچه وان و تحت رهبری آرامه حکومت اورارتو را بوجود آورند. پایتخت انها شهرتوشپا بود که بعدها به وان تغییر نام داد. آرکیشتی اول پادشاه اورارتو در سال 782 ق.م دستور ساخت شهر اربونی را داد که بعد ها به ایروان شهرت یافت.
آرمن ها (ارامنه) از نژاد هندو اروپایی بوده و در قرن 6 یا 7 ق. م به سرزمین اورارتو وارد شدند، آنجا را فتح کردند و زبان خود را بر آنها تحمیل کردند. سپس ساکنان اولیه اورارتو در میان ارمنیان هند و اروپایی حل شدند و این اختلاط باعث شد که دیگران ملت جدید را آرمن یا ارمنی و ملت خود را های(یا همان هایا) بخوانند.
نام ارمنستان برای اولین بار در کتیبه داریوش در بیستون که مربوط به 521 ق.م است دیده می شود. «سرزمین پونتس و ارمنستان و... را فتح کردم».
با قدرت گرفتن هخامنشیان در ایران به تدریج ارمنستان تحت سلطه امپراتوری هخامنشی قرار گرفت و پس از آن ارمنستان یا تحت سلطه ایران بود و یا تحت سلطه رومیان و بعضا در دوران کوتاهی مستقل بوده.
پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از آن پس ارامنه طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارامنه که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در انجا حکومت تحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت 3 قرن حفظ کردند.


با قدرت گرفتن امپراتوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال 1639م. فصل جدیدی در تاریخ ارامنه آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارامنه داشته است.
عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارامنه ساکن در ارمنستان در این دوران قابل ذکر است مهاجرت گروه عظیمی از ارامنه ساکن در این منطقه به سرزمین های مرکزی فلات ایران بوده است. این مهاجرت گسترده که به دلیل جنگهای ایران و عثمانی و ترغیب شاه عباس صفوی صورت گرفت، باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارامنه به نقاط مختلف ایران کوچ کرده و در استان های غربی و مرکزی کشور سکونت گزینند . این افراد که ایرانیان ارمنی امروز نوادگان انها به شمار می ایند و از مشاغل اصلی آنان در دوران صفویه تجارت کالا و ادویه بین ایران و هند و سایر کشور های اسیایی بود، پایگاه هایی را برای خود در این مناطق بوجود آوردند و بر اساس شواهد ارمنی تبار های ساکن هند سنگاپور چین و سایر کشور های شرق و جنوب شرق آسیا عمدتاً از نوادگان این ایرانیان ارمنی مهاجر می باشند.
وقوع جنگهای ایران و روس و روس و عثمانی به دلیل قرار گرفتن ارمنستان در خط مقدم نبرد برای این مردم، ویرانی ها و کشتار های وسيع و تاثیرات قابل توجهی بر ساختار جمعیتی انها داشته است.
اما ارامنه ساکن در آسیای صغیر تحت حاکمیت سلاطین عثمانی دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند و طی قرن های 17و 18 آنها تلاشهایی را برای رهایی از یوغ امپراتوری عثمانی انجام دادند. اما به دلیل عدم سازمان دهی و ضعف ارامنه در مقابل قدرت امپراتوری نتیجه آن چیزی جز شکست و کشتار های دسته جمعی نبود.
رفتار سرکوب گرانه عثمانی باعث بروز قیام های مردمی ارامنه علیه امپراتوری عثمانی در سالهای پایانی قرن 19 و دهه اول قرن بیست گردید.
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ در کنار آلمان و اتریش در اکتبر 1914 ارامنه در وضع بسیار اسفباری قرار گرفتند و تمایل ارامنه به پیروزی متفقین و آگاهی عثمانی از این وضع باعث شد که امپراتوری در خصوص خاتمه دادن به مسائل ارامنه مصمم تر شوند.
به بهانه تخلیه مناطق جنگی از افراد غیر نظامی كوچ دسته جمعی ارامنه آغاز شد و به این ترتیب تعداد ارامنه ساکن در عثمانی به شدت کاهش یافت و اکثریت ارامنه ای که امروزه در سوریه لبنان فرانسه امریکای شمالی و سایر ممالک غربی زندگی می کنند، فرزندان این کوچ اجباری ارامنه هستند.
ارمنستان از نظر ترکیب قومی بهترین وضعیت را در میان جمهوری های شوروی دارا است و بیش از 93% از جمعیت این جمهوری را ارامنه تشکیل می دهند.جمهوری ارمنستان در سال 1991 میلادی در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی استقلال خود را اعلام کرد.

اهمیت استراتژیک ارمنستان
پس از جنگ جهانی دوم اهمیت استراتژیک ارمنستان کاسته نشد و برای مقابله با تهاجم احتمالی ناتو از طریق ترکیه صد ها واحد از نیروهای نظامی متعارف بلوک شرق در ارمنستان استقرار یافته اند. پس از فروپاشی شوروی و ایجاد کشور های مشترک المنافع هر چند احتمال تقابل میان نیروهای روسیه و غرب تا حد زیادی کاهش یافته است ولیکن با توجه به این امر که مرز میان ارمنستان و ترکیه هنوز نیز یکی از اصلی ترین محل های تلاقی بزرگترین قدرت های هسته ای جهان یعنی جامعه مشترک المنافع و ناتو می باشد، پس می توان گفت از اهمیت استراتژیکی ارمنستان از این نظر کاسته نشده است. از سوی دیگر مسائل جدیدی ک مطرح شده که اهمیت استراتژیکی ارمنستان را برای امنیت ملی کشورهای منطقه دو چندان کرده است. یکی از این مسائل که می تواند بر روی امنیت ملی روسیه و برخی دیگر از کشور های منطقه تاثیر مستقیم داشته باشد طرح تئوری پان تورانیسم است که بر اساس آن کلیه ممالک ترک زبان از مرزهای چین تا بالکان با یکدیگر متحد شده و امپراتوری بزرگی را تشکیل می دهند که کلیه ترک زبان ها را تحت یک پرچم واحد گرد می آورد. طبیعی است که تحقق یک چنین اندیشه ای باعث ایجاد یک امپراتوری بزرگ ترک در اوراسیا شده و کلیه معادلات استراتژیک را در منطقه به هم خواهد ریخت و تاثیر قابل توجهی بر امنیت ملی تمامی کشور های منطقه خواهد داشت. در این میان تنها كشوری که جلوی تحقق یک چنین اندیشه ای را می گیرد جمهوری ارمنستان است که همچون کمربندی بین ترکیه و جمهوری ترک زبان قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفته و ارتباط آنان را مختل نموده است.
در این میان برخی حامیان غربی برای تحقق اندیشه پان تورانیسم پیشنهاد هایی را ارائه کرده ند یکی از جالب ترین انها مبادله مناطق قره باغ زنگزور بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان است (طرح موسم به گوبل ) که از یک سو مشکل قره باغ حل خواهد شد و از سوی دیگر با پیوستن زنگزور به آذربایجان ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری های ترک نشین و قفقاز و آسیای مرکزی تسهیل شده و زمینه تحقق افسانه پان تورانیسم مهیا خواهد شد.

تاریخچه رشد مسیحیت در ارمنستان
كليسا و مسحيت در ارمنستانارامنه قبل از گرویدن به دین مسیحیت بت پرست بوده و بت های بیشماری را می پرستیدند از جمله آناهید.
پس از ظهور مسیح (ع) و از قرون اول میلادی نخستین پیام آوران مسیحیت وارد ارمنستان شده و به تبلیغ دین پرداختند. اولین مبلغان مسیحی در ارمنستان «بار تو قیمئوس مقدس» و «تادئوس مقدس» از شاگردان حضرت مسیح (ع) به شمار می آمدند. این افراد به دست حکام بت پرست ارمنستان کشته شدند و بعد ها در مقتل آنها کلیساهایی ساخته شد. کلیسای تاده مقدس یا همان قره کلیسا واقع در نزدیکی های ماکو محل شهادت تادئوس می باشد.
با این که از همان ابتدا و به ویژه آغاز قرن دوم میلادی به بعد عده ای از مردم ارمنستان به دین مسیحیت گرویدند ولیکن تا پایان قرن سوم میلادی بت پرستی همچنان اصلی ترین مذهب حاکم بر ارمنستان بود.
در واقع مقدر بود که مسیحی کردن ارمنستان توسط گریگور مقدس صورت گیرد. گریگور منسوب به خانواده اشکانی و بنا به روایتی پسر همان مردی بود که به تحریک شاهان ساسانی، خسرو اول پادشاه ارمنستان را كشته بود. گریگور و همه افراد خانواده اش به ناگزیر از ارمنستان گریختند و در سزاره واقع در کاپادووکیه مقیم شدند و در آنجا بود که گریگور با تعالیم مسیح آشنا گردید و مسیحی شد.
قبول دین مسیحی توسط ارامنه دارای دو جنبه مهم می باشد. از جنبه تاریخ ارامنه، گرویدن این ملت به مسیحیت نقطه مرکزی تاریخ ارمنستان محسوب شده و در واقع تمامی تحولاتی که ارمن از ان پس شاهد بوده اند تا حد زیادی متاثر از این رویداد تاریخی بوده است.
از جنبه دیگر و از دیدگاه تاریخ مسیحیت نیز این رویداد اهمیت ویژه ای دارد چراکه ارامنه نخستین ملتی هستند که دین مسیح را به عنوان دین رسمی کشور پذیرفتند. شایان ذکر است که گرویدن کنستانتین به دین مسیح و قبول مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراتوری روم در سال 313 م. صورت گرفت.
اولین کلیسای ارمنی توسط گریگور در اقارشاپات که همان اجمیادزین کنونی است در سال 303م. ساخته شد و این مکان هنوز مقر اصلی کلیسای ارمنی است.

بحران قره باغ
بدون شک شناخت سیاست خارجی ارمنستان بدون شناخت دقیق بحران قره باغ امکان پذیر نخواهد بود این بحران که ریشه در تاریخ داشته ولیکن از سال 1988 به بعد وارد مرحله جدید درگیری بین جمهوری آذربایجان از یکسو و ارامنه قره باغ و ارمنستان از سوی دیگر شده است و هم اکنون در حالت نه جنگ و نه صلح قرار داشته است و مانع بزرگی در جهت توسعه دو جمهوری تازه استقلال یافته ارمنستان و آذربایجان می باشد.
هر بار که نامی از ارمنستان برده می شود نام منطقه قره باغ نیز خود به خود در ذهن تداعی می شود جرا که درگیری های قومی منطقه قره باغ تاثیر زیادی بر سیاست و حکومت در ارمنستان گذاشته است.
برای درک بهتر ریشه های بحران منطقه قره باغ باید با عوامل جغرافیایی تاریخی و فرهنگی منطقه آشنا شد. همچنین سیاست های دولت شوروی در منطقه یاد شده میانجیگری هایی که در این دوران صورت گرفته و راه حلهای ارائه شده برای این بحران ضروری است.
قره باغ ناحیه ی است کوهستانی در غرب جمهوری آذربایجان در 7 کیلومتری مرز ارمنستان و 25 کیلومتری شمال مرز ایران. جمعیت این ناحیه را ارامنه تشكيل می دادند و20% باقیمانده شامل آذری ها می شد.
مسئله در بعد تاریخی ان از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد با وجود انکه جوامع ارمنی و ترک حدود هزار سال کنار یکدیگر زیسته اند همواره کشمکشهایی میان انها وجود داشته است که منعکس کننده اختلافات عمیق فرهنگی و عقیدتی است.
ارامنه به استناد مدارک موجود تاریخی بر اقامت چندین هزار ساله خود در منطقه پافشاری دارند و در کتب ارمنی این منطقه با نام ارتساخ خوانده می شود و همواره شرقی ترین استان ارمنستان بوده است. در مقابل آذری ها مدعی اند که اولا ارامنه قره باغ در اصل آلبانی هایی بوده اند که به مسیحیت گریگوریان گرویده اند و از لحاظ نژادی ارمنی نیستند، ثانیا اینان در طول تاریخ تنها اقلیت را در این منطقه تشکیل می داده اند. آذریها با ارائه آمارهای متعددی معتقدند که تا سالهای اولیه قرن 19 ارامنه تنها 20% از جمعیت منطقه قره باغ را تشکیل می دادند.
پس از سقوط جمهوری های آذربایجان و ارمنستان و استقرار حاکمیت مسکو بر این مناطق – مسئله قره باغ در چارچوب سیاست های شوروی و بطور موقت حل شد و ارامنه مدعی اند که سپردن بخش بیشتر به آذربایجان را استالین ایفا کرده است و این در راستای جلب نظر ترکیه در آن زمان بوده است و در عین حال صدور انقلاب بلشویکی به شرق مسلمان از طریق جمهوری آذربایجان به آن مناطق.
در سال 1992و در پی درخواست دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان از جمهوری اسلامی ایران، اولین میانجیگری فعال و تا حدودی کارساز توسط وزیر امور خارجه ایران در منطقه آغاز شد که به آتش بس نسبتا پایداری نیز انجامید و روسای جمهوری دو کشور با میانجیگری رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی موافقتنامه تهران در این سال به امضاي طرفین رسید.
این توافقنامه پیروزی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز وآسیای مرکزی محسوب و موید شکست طرحهای امریکا و عمالش برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه می باشد.


در سال 1994 تلاشهای جدیدی برای برقراری آتش بس و استقرار صلح در منطقه آغاز شد و در همین راستا رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان در مسکو دیدار کرده و رئیس جدید گروه مینسک آقای یان الیا سون سوئدی با سفر به منطقه دور جدیدی از تلاشها را آغاز کرد.
مهمترین اقدامی که صورت گرفت ملاقات نمایندگان طرفهای درگیر در بیشکک پایتخت قرقیزستان با نظارت نمایندگان روسیه – فنلاند-قرقیزستان بود. در این مذاکرات روسها خواهان رعایت سه اصل بودند: برقراری آتش بس – قبول نمایندگان قره باغ به عنوان یک طرف اصلی مذاکرات صلح – استقرار 1800 نفر از نیروهای جامعه مشترک المنافع در خط حائل آتش بس. این مسئله به وضوح حمایت روسها را از ارامنه نشان می داد و به همین دلیل ارامنه بدون هیچ شرطی مذاکرات را امضا کردند و در نهایت آذربایجان تحت فشار روس ها و تغییرات مختصری این اعلامیه را امضا کرد.
طی سالهای اخیر هر چند تلاش های گروه مینسک برای نزدیکتر کردن دیدگاه های طرفین بحران به یکدیگر ادامه یافته بود و موفقیت هایی نیز حاصل شده بود ولی انتخابات 1996 در قره باغ که به انتخاب روبرت کوچاریان به عنوان رئیس جمهور قره باغ منجر گردید قضیه را پیچیده تر كرد.
برای پایان دادن بحران قره باغ تمامی طرفین درگیر باید به سه واقعیت توجه داشته باشند.
1– هیچ کدام از طرفین به تنهایی توان حل بحران را ندارند و گذشت زمان آن را پیچیده ترمی نماید.
2– طرفین باید این مسئله را در مد نظر داشته باشند بازگشت به وضعیت قبل از فروپاشی شوروی امری غیر ممکن است
3- بازیگران بین المللی در مناقشه قره باغ علاقه ای به همکاری با یکدیگر ندارند و هر یک از آنان خواهان حذف دیگری است. مسکو در صدد است که به نوعی (دکترین مونروئه) روسی را در منطقه اعمال نماید و آنچه را که زمانی شوروی نامیده می شد از نفوذ بازیگران بین المللی خصوصا امریکا و اروپا محفوظ نگهدارد. غرب و ترکیه خواهان بی اثر کردن سیاستهای ایران هستند در حالی که ایران نزدیکترین مرزها را به منطقه بحرانی دارد و نادیده گرفتن آن حل بحران را مشکل تر می سازد
 

تورهای ارمنستان
تورهای ارمنستان
جاذبه های توریستی ارمنستان
اطلاعات ضروری ارمنستان
اطلاعات سایت ارمنستان

Design : Miadgah