صفحه اصلی آرام تورسئوال های متداول ارمنستانخدمات آرام تورگالری عکس ارمنستاندرباره آرام تورتماس با آرام تور

جشن هاي ارمنيان
ارامنه ايران داراي جشنهاي متنوعي هستند که بيشتر آنها ريشه هاي باستاني ايراني داشته و بعضي نيز ريشه در دين عيسي مسيح (ع) دارد تعدادي از مهمترين اين جشنها عبارتند از:

جشن درندز یا « تيرن انداراج (Tearan and Araj)
جشن درندز ( ترانتاز) که آن را به به نام « تيرن انداراج (Tearan and Araj) يا « ديارنداراج » نیز می خوانند در فرهنگ مسیحی ارامنه ایران باز تابی از برگزاری جشن سده در روزگاران کهن است که با برخي پيرايه ها در زمره جشن هاي كليساي ملي ارمني درآمد. اكنون ارامنه هرساله اين جشن را كه بُن مايه اش رنگ مسيحایي گرفته، در غروب روز 13 فوريه/ برابر با 24 بهمن ماه به يادبود ورود حضرت مريم مقدس همراه با حضرت مسيحِ چهل روزه به بيت المقدس و استقبال از آن ها با افروختن آتش و آذين ندي گذرگاه با مشعل و چراغ، در كليساها جشن مي گيرند. در اين جشن، كپه هاي بوته را كه در حياط كليسا چيده اند، با شمع افروخته اي كه مقام روحاني ارامنه از محراب كليسا مي آورد، آتش مي زنند. آتش اين جشن ها و مراسم عبادي ـ آئيني را مردم هر دو قوم ايراني و ارمني از دوران كهن مقدس و متبرك مي پنداشته اند و براي آن، خاصيت قدسيانه تندرستي و آرامش بخش مي انگاشته اند.

جشن باركندان يا برغندان(باریگندان)
اين جشن در ميان ارمنيان در روز پيش از آغاز روزه بزرگ، روزه اي 49 روزه كه از يكشنبه پس از بدر ماه تا روز پيش از عيد پاك طول مي كشد، و به قولي همزمان با جشن « ناواسارد » (= نو سرد: سال نو) گرفته مي شود. در اين روز، ارمنيان مفصل ترين و رنگين ترين سفره شام را براي شاد خواري مي گسترند.
نام اين جشن در زبان ارمني، « باري گِندان » (Baregendan) يا « بار كندان » (Barekendan) به معناي « زندگي خوب » يا « خوب زندگي كردن » و يا « زندگي نو » و « شادماني و فراواني نعمت »و در زبان اودي (Udisch) زبان بوميان ارّان قفقاز « پَرگَنْدَ» (Pärägändä) به معناي « هفته كره » آمده است. جشن روز يكشنبه پيش از روزه را هم، « كارنوال كمرج » (Carneval Kamrj) نيز مي نامند.
در اين روز، مردم نظم و نظام معمول در زندگي را برهم مي زنند و كارهايي بيرون از عرف و قاعده مي كنند و در آن به جشن و شادي و پُرخوري و شادخواري مي پردازند. اين روز عيش و عشرت را در ادبيات مردم شناسي به اصطلاح « اورجي » (Orgy) مي نامند. نمونه اي از روزهاي اورجي بازمانده از دوران كهن در ايران، يكی « سيزده فروردين » يا « سيزده نوروز »، روز « گذار » (Transition) يا « آستانه » (Liminal) حدّ فاصل ميان دورة 12 روزه « جداگزيني » (Segregation) مردم از كار و فعاليت روزانه در يك سال گذشته و كهنه، و آغاز سال نو و باز گشت به جامعه و « پيوستن » (Incorporation) دوباره به كار و فعاليت اجتماعي منظم و منسجم در جامعه است؛
واژة « برغندان » يا « برقندان » رايج در زبان فارسي و فرهنگ ايرانيان، صورت ديگر واژه « باركندان » يا « باري گندان » ارمني است. احتمالاً اين جشن با نامش از فرهنگ ارامنه به فرهنگ ايراني وارد شده است. باركندان یا برغندان با جشن « كلوخ انداز » ايرانيان در روز پيش از فرارسيدن ماه رمضان درآميخته و از رسم هاي همگاني مردم شده است.

زاديك
زاديك عيدى است كه بشادمانى رستاخيز حضرت عيسى در فاصله زمانى 21 مارس تا 26 آوريل برگزار مى گردد. البته در تقاويم كليسائى اعياد زاديك و رستاخيز جدا از هم ذكر گرديده است. ولى در زبان ارمنى و كليساى ارمنى ، اصطلاح زاديك نماينگر رستاخيز عيسائى است.
در انجيل ها چگونگى رستاخيز به تفصيل شرح داده است.
عيد رستاخيز و عيد تولد حضرت مسيح دو واقعه بسيار مهم عالم مسيحيت است و در دوران نخستين پيدايش آئين مسيح اعياد منحصر بفرد عموم مسيحيان بود و اعياد ديگر بعدها رواج يافته است.
در بامدادان اين روز مردم دسته دسته بسوى كليساها ميروند و در باداراگ مخصوص شركت و پس از آن تبرك ميشوند.
شاراكان خاصى كه با سخنان شيوا چگونگى رستاخيز مجسم شده در اينروز اجرا ميشود.
در همين هنگام وعده رستاخيز همگانى به مردم داده ميشود و رفتگان و درگذشتگان به حيات دوباره و رستاخيز بزرگ اميدوار ميشوند.
آنگاه انجيل هاى چهارگانه خوانده ميشود و مراسم باداراگ همچنان ادامه مى ياد.
اصطلاح زاديك بطور قطع ويقين تجزيه نشده و مأخذ و معنى آن كاملأ روشن نيست.
بعضى زاديك را بعمنى قربانى نمودن گوسفند يا گوساله ميدانند. برخى آنرا به عيد باسك كليميان تشبيه ميكنند. بطوريكه ميدانيم باسك مظهر يك واقعه بزرگ تاريخى بود ، واقعه ايكه يهوديان را از خاك مصر به بسر زمين موعد رهنمون گشت.
در ترجمه كتاب مقدس به زبان ارمنى ، باسك به زاديك ترجمه شده و بعمنى نقل مكان ، جدائى و دور شدن بكار رفته است.
بدانسان كه يهوديان ترك خاك مصر و رفتن بسوى ارض موعود را يك واقعه نورانى و شادى آفرين مى پندارند ، همانطور هم ، مسيحيان واقعه رستاخيز را نقطه پايان رنجها و سختيها وآلام حضرت عيسى ميدانند و جالب آنكه ، مصلوب شدن حضرت عيسى و رستاخيز او با جشن هاى باسك يهوديان همزمان بوده است.
آزمنولوگ نامدار استپان مالخاسيان در مورد زاديك مي گويد :
اصطلاح زاديك از يك عيد يهودى كه نشانگر رفتن يهوديان بسوى ارض موعود و عبور از بحر احمر ميباشد گرفته شده است. باسك به معنى گذر و عبور ميباشد كه در زبان ارمنى زاديك خوانده ميشود. در اينروز رسم چنين است كه گوسفند و گوساله قربانى كنند و همين كار را يهوديان در شب حركت بطرف ارض موعود انجام دادند. زاديك در مسيحيت ، نمايانگر رستاخيز عيسائى است و بطور كلى معنى عيد و شادمانى را ميدهند.
پاترياك تورگوم در كتاب " مقدسين و اعياد " خود ، شرح زيرين را در مورد لغت زاديك مينويسد : پيشينيان در اصطلاح زاديك ريشه كلمه آزادى را بدست داده و آنرا آزاد شدن معنى نموده اند پاره اى هم ريشه كلمه جدا شدن (زاد) را در آن ديده بياد جدا شدن قوم يهود از خاك مصر و عبور از درياى سرخ ، واقعه مزبور را زاديك ترجمه كرده اند. تحقيقات خير بيشتر بر معنى جدا شدن تكيه دارد و يك تعريف نجومى نيز بر وصف سابق اضافه شده است
البته كسانى هم هستند كه هيچكدام از فرضيه هاى سابق را نمى پذيرند و ميكوشند ثابت كنند كه اصطلاح زاديك ريشه فارسى دارد و معنى آن قربانى كردن را ميدهد. هاير آليشان روحانى و محقق بزرگ ارمنى ، تشابه فراوان ميان زاديك ارمنيان ، زاد گرجيان ، ساد مصريان وسات هنديان مى بيند و بعنوان يك الهه بزرگ و مشترك شرقى از آن ياد مى كند.
بزعم او زاديك مظهر قربانى كردن و در اصل از اساطير و داستانهاى افسانه ئى ارمنى گرفته شده و همانند عيد شم السنيم مصريان هنگام فرا رسيدن فصل بهار با قربانى نمودن گوسفند برگزار ميشده
با توجه به اين تحقيقات مى توان گفت كه زاديك بطور كلى معنى جشن و شادكامى را مي دهد و عوام به همين جهت ، زاديك را در موارد مختلف بكار برده و زاديك هاى بزرگ و كوچك را براى خود بوجود آورده اند.
جالب آنكه درست مقارن با عيد زاديك ، حشره اى كوچك ديده مى شود كه عوام آنرا زاديك مي نامند. اين حشره كه داراى پوست گرد و سرخ رنگ با خال هاى سياه است ، در روزهاى زاديك پديدار ميشود و تنها حشره اى است كه با نام اعياد شناخته شده و نسبت و رابطه آن با عيد زاديك روشن نيست.
به هر جهت ، در ترجمه ارمنى كتاب مقدس ، اصطلاح زاديك زياد بكار رفته و از آن پس تاكنون ميان ارمنيان رواج يافته و همواره جشن و سرور شادمانى از آن آزاده شده است.
مورد ديگرى كه ذكر آن حائز اهميت ميباشد آنست كه از اصطلاحات باستانى ؛ تنها زاديك است كه در كتاب مقدس بارها آمده و از اصطلاحات ديگر مانند وارداوار ، زاغگازارد و غيره در كتاب مقدس هيچگونه يادى نشده است.
وقتى آداب و رسوم توده مردم مطالعه قرار مى گيرد ، مى بينيم كه عوام هنگام بعضى از اعياد ، از خانه هاى خود بيرون آمده و دسته دسته بدشت و صحرا ميرفتند و مراسم خاصى را در هواى آزاد و در ميان طبيعت برگزار ميكردند. البته بيشتر اين رسوم مقارن با فصل بهار و تجديد حيات طبيعت بود و زاديك نيز يكى از همان اعياد بشمار ميرفته است.
متاسفانه امروزه از آن همه آداب و رسوم دل نشين باستانى ، فقط مراسم رنگ كردن تخم مرغ وبازى تخم مرغ بيادگار مانده و روايات زير نمايشگر آن آداب و رسوم ديرينه ميباشد :
1. مى گويند پس از آنكه مريم ماگدالينى به رم عزيمت كرد ، در راه اشاعه آئين مسيح كوشش بسيار نمود و بحضور تزارتيبريوس باريافت و يك تخم مرغ سرخ رنگ به وى هديه نموده و سرگرم تبليغ انجيل شد. بديهى است كه اين روايت افسانه اى بيش نيست و فقط از نظر آنكه پيرامون تخم مرغ حكايت مى كند بذكر آن پرداختيم.
2. تخم مرغ در اديان اهميت خاصى دارد و يونانيان و روميان قديم براى خدايان خود تخم مرغ هديه ميدادند تا بدينوسيله از گناهان دنيوى پاك دنيوى پاك و منزه گردند.
در دائرة المعارف كاتوليك راجع به تخم مرغ توضيح زير داده شده است.
(تخم مرغ در روزگاران باستان نشانه طبيعت محسوب مى شد. در آغاز بهار مردم به يكديگر تخم مرغ تعارف مى كردند ، پس از ظهور مسيحيت و مرسوم شدن روزه هاى مختلف ، استعمال تخم مرغ تا اندازه اى محدود و جزو مراسم مذهبى و كليسائى گشت.
در حال حاضر تخم مرغ زاديك نشانگر سنگ قبر حضرت عيسى و رنگ كردن و هديه دادن آن يك آئين مذهبى است.)
بطور كلى تخم مرغ نزد تمام ملل از مظاهر تجديد حيات بوده و رنگ كردن برنگ سرخ ، نشانه شادمانى و در عين حا ل قربانى بشمار ميرفته. بنابر اين رنگ كردن و هديه دادن آنن از اعصار كهن بيادگار مانده است.
پس از مسيحيت ، تخم مرغ سرخ رنگ سمبول خون حضرت مسيح اعلام شد و وارد تشريفات كليسائى گشت.
زردشتى ها هنوز هم در مراسم خود از تخم مرغ استفاده مى كنند و ايرانيان برسم روزگاران باستان ، بر روى سفره هفت سين تخم مرغ قرار مى دهند.
بطوريكه حكايت مى كنند سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى شاهنشاه ايران هنگام عيد به اطرفيانش تخم مرغ هديه مى كرد و اين عمل جزو مراسم درباى ايران بوده است. در شب عيد درباريان بالباس تمام رسمى بحضور شاهنشاه بار مييافتند و از دست شاهنشاه تخم مرغ هاى طلائى ميگرفتند. بعد بنوبه خود بزيردستان تخم مرغ سرخ رنگ ميدادند. بشهادت تاريخ ، ارمنيان نيز در فصل بهاران تخم مرغ رنگ كرده هديه ميدادند.
در قوانين كليساى ارمنى ، دستورهاى صريح و روشن در اين مورد موجود است و اجراى آن در مراسم زاديك اجبارى است و اما زاديك چنانكه گفتيم عيدى است كه در فاصله زمانى 21 مارس تا 26 آوريل هر سال برگزار مى گردد.

جشن ناواسارد
نخستین ماه سال در گاهشماری ارمنستان باستان ناواسارد نام داشت که به معنی سال نو است. در نخستین روز ماه ناواسارد جشن با شکوهی برپا می شد و همه مردم در این جشن شرکت می کردند. در روز عید پیکارهای ورزشی مانند دو، اسب سواری و ارابه رانی برگزار می شد. پهلوانان زورآزمایی می کردند و نوازندگان تازه ترین آهنگ های خود را می نواختند. برخی نیز به کبوترپرانی سرگرم می شدند. در روز جشن مردم با انواع چهره پوش ها روی خود را می پوشاندند چرا که ارمنیان باستان بر این باور بودند که نقاب ارواح پلید را گریزان می کند. امروزه جشن ناواسارد در جوامع ارمنی روز یازدهم اگوست برگزار می شود. در این جشن تیم های ورزش ارمنیان در یکی از کشورها گرد هم آمده و با یکدیگر به رقابت می پردازند و برندگان مسابقات پیروزمندان ناواسارد خوانده می شوند. در چند سال اخیر مسابقات ورزش ناواسارد در جمهوری ارمنستان برگزار می شود. در پایان بایستی یادآور شد که جشن ناواسارد بر پایه بسیاری از منابع موجود دارای اصل و ریشه ایرانی است و مترادف با نوسرد است که از جمله کهن ترین اعیاد ایرانی بوده که در روزگار مادها برگزار می شده ولیکن امروزه به فراموشی سپرده شده است.
عید عروج حضرت مریم
این جشن در پانزدهم ماه «ناواسارد» ارمنی (24 ام مرداد ماه) در میان ارمنیان و آشوریان ایران برگزار می شود. ارمنیان نیز این مراسم را که به آن «خاقوق اورهنگ» می گویند، در روز عید حضرت مریم انجام می دهند. در این روز، در كلیسا، ابتدا شاراگان خاصی به نام « پارك سورب خاچی » اجرا می شود و سپس بندهایی از انجیل خوانده می شود. شاراگان را كشیش یا بالاترین فرد روحانی و مذهبی، با هم آوازی گروه كر می خواند و احیانا برخی از مردم حاضر در كلیسا نیز، شاراگان را همراه آنها زمزمه می كنند. در پایان، از درگاه الهی درخواست می شود كه روح و جسم آدمیان را از گناهان پاك سازد و برای شركت در مراسم تبرک انگور آماده كند. سپس طی تشریفاتی، سه بار انگور متبرک می شود و در میان حاضران تقسیم می گردد.
درباره ی چرایی تبرک انگور، می گویند كه طبق روایات ، حضرت مسیح خود را به انگور تشبیه می كرد و می فرمود:
«همانگونه كه انگور ذره ای فساد را تحمل نمی كند ، من هم نمی كنم.» و این گفته ، علت احترام انگور از جانب كلیسا عنوان شده است. روز تبرک انگور قرنها پیش از مسیحیت وجود داشته است. در فصل میوه چینی ، میوه باغها را تبرک می کردند ،به همین آیین بعد از مسیحیت رنگ مذهبی داده شد. با عروج حضرت مریم در فرهنگ ارامنه، انگور ، انار و زردآلو سمبل تسلسل نسلها و پایداری و نشاط شده است.

جشن هامبارسوم
در جشن هامبارسوم مردم، به خصوص جوانان و نوخاستگاه لباسهاى رنگارگ به تن کرده که ده و به صحرا می روند تا به عادت ديرينه، مراسم فالبينى را انجام دهند.
ارامنه به دليل زندگى در کنار ايرانيان غذاهائى را که ايرانيان استفاده می کنند و از موادى که در پخت و پز غذاها استفاده می کنند فقط در بعضى اعياد يا مراسم غذاهائى را بيشتر استفاده می کنند يا به عبارتى خاص است مانند ايرانيان که مثلاً در شب يلدا يا شب عيد غذاهاى خاصى را می خورند يا در سيزده به در آش رشته می خورند ارمنيان نيز در بعضى موارد اينگونه هستند.

جراگالوتيس
جراگالوتيس که روز پيش از کريسمس است نزد ارمنيان ايران رسم چنين است که بزرگ خانواده پيش از خوردن شام، نان مقدس را ميان اعضاء خانواده تقسيم می کند تا درون جامهاى شراب بگذارند و به سلامتى همديگر بنوشند و شام آن شب کوکو پلو، ماهی شور، تخم مرغ و شراب است.

جشن آراجاووراتس
جشن آراجاووراتس باهک که نخستين باهک يا پرهيز از جانب سورب گريگورلوساوريچ آراجاووراتس باهک است برخلاف روزهاى ديگر داراى غذاى ويژه اى است که به ارمنى پوخيند يا پوخيندز نام دارد که نوعى شيرينى حلوا مانند است و يا در شب عيد بون باريگندان که روز فراوانى است و شنبه پيش از روزه را باريگندان گويند و در اين روز برنامه غذا مفصلتر و گوناگون است و اما شب، هنگام پس از خوردن آش ماست به بستر می روند و پيش از خواب يک تخم مرغ پخته در دهان خود می گذاشتند تا بامدادان با خير و برکت دهان خود را باز کنند.

عيد آواگ
در عيد شنبه آواگ که در اين روز مراسم باداراگ انجام می گيرد و بخشهائى از کتب مقدس قرائت می شود شبانگاه روزه بزرگ به پايان می رسد و در اين موقع رسم آن است که همگى غذاى ماهى و تخم مرغ میخورند در زمان روزه بزرگ يا پرهيز بزرگ مردم از خوردن بيشتر خوراکی ها به ويژه غذاهاى تهيه شده از گوشت، شير، تخم مرغ و غيره منع کرده و همگان را به دعا و نيايش و رياضت تشويق می نمود.

جشن وارداوار (آب پاشان ) :
جشن وارداوار (Vardavar) از قدیمی ترین جشن های ارمنیان محسوب می شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می پاشیدند، کبوترپرانی می کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می دانند. به موجب افسانه های ارمنی، آستغیگ، الههٔ زیبایی، باروری و حاصل خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می شد.
درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می کردند و الهه را با گل های سرخ می آراستند. می گویند گل سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد.
ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می آورند.
در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ایراد می شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می*پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته*های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.

جشن طاطائوس (تادئوس) مقدس
کلیسای تادئوس یا قره کلیسا (طاطائوس - تاتائوس Tatavoos) نخستین کلیسای مسیحیت در ایران است که در منطقه ی سرسبز و زیبای چالدران در شمال غرب کشور ساخته شده است.
هر سال عده ی زیادی از ارمنیان ایران و کشورهای همسایه، در بیست و نهم جولای (برابر با 7 مرداد) برای بزرگداشت روز ویژه ی تادئوس در آنجا گرد هم می آیند.
این مراسم هر سال بین اول تا هفتم امرداد ماه برگزار می شود. محوطه ی بزرگی در اطراف کلیسا، با چادرهایی رنگارنگ برپا و تدارک دیده میشود و خانواده ها در این چادرها ساکن می شوند. در این روزها کودکان برای انجام مراسم غسل تعمید به کلیسا آورده میشوند. مادران، کودکان خود را به دست کشیشهای کلیسای تادئوس میسپارند تا غسل تعمیدشان دهند.
شب هنگام نیز ساکنان از چادرها نیز بیرون می آیند و آتش برپا میکنند. جوان ترها به نشانه ی گرمی و دوستی به دور آتش حلقه می زنند و به زبانهای ارمنی، فارسی و گاه آذری، آوازهایی مخصوص میخوانند.
بامداد روز مراسم اصلی، ساکنان چادرها زودتر از همیشه بیدار میشوند. گوسفندهای نذری را قربانی میکنند و گوشت نذری را در بین میهمانان دیگر تادئوس پخش میکنند.
در این روز، خواندن دعا و انجام فرایض مذهبی ویژه ی ارمنیان در داخل کلیسا انجام میپذیرد و پس از مراسم مذهبی، تبرک ساختمان کلیسا با آب مقدس، حدود نیمروز انجام میشود و پس از آن شادی و پایکوبی به مناسبت این روز مقدس آغاز میشود.
تادئوس مسیحی در همان سالهای نخستینی که حضرت عیسی به تبلیغ دین میپرداخت، راه ارمنستان را در پیش گرفت. این حواری مسیح، به نقاط مختلف ارمنستان سفر کرد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. تادئوس قدیس همراه عده ای از پیروانش در سال ۴۸ میلادی در ناحیه ی «آرتاز» کشته شد و با رسمیت یافتن دین مسیح، پیروان این آیین مقبره ایی بر مزار این قدیس برپا کردند که در سده های بعدی به زیارتگاه با شکوهی مبدل گشت.
نخستین نشانه ای که در متون تاریخی از این زیارتگاه پیدا شده در یکی از نوشته های «توما آرزرونی»، مورخ ارمنی است که در اواخر سده ی نهم و اوایل سده ی دهم میلادی از دیر تادئوس (طارئوس) قدیس نامبرده است
 

تورهای ارمنستان
تورهای ارمنستان
جاذبه های توریستی ارمنستان
اطلاعات ضروری ارمنستان
اطلاعات سایت ارمنستان